کابوسی بهياد ماندنی

این تازهترین آلبوم «دریم تیاتر» محشر است؛ آلبوم "Black Clouds & Silver Linings" را میگویم، ترجمهى عنوان آلبوم چیزی توی این مایهها میشود؛ «ابرهای سیاه و روزنهی امید». فضای این دهمین آلبوم استودیویی گروه پروگرسیو متال «دریم تیاتر» درست به اندازهى عنواناش غریب است. اولین ترک آن- "A Nightmare to Remember"/ «کابوسی بهیاد ماندنی»- با پیانویی مورمورکننده آغاز و تمام میشود و بعد هم که بلافاصله ریفهای جهنمی و دیوانهوار سرازیر میشوند؛ این شروعی ویرانکننده و حسرتبرانگیزانه برای یک آلبوم است، باور کنید! 16 دقيقهی جهنمی که از لحاظ تغيير فرم به آثار بازیگوشانهی موتزارت پهلو میزند. پتروچی دقیقا مشخص نیست روی فرتهای گیتار الکتریک دارد چه غلطی میکند و جوردن رودس هم که ریفهای خودش را میزند و اینطوری پتروچی را همراهی میکند. ترانههای این آلبوم کابوسوار گوتیک را جان پتروچی بزرگ و مایک پورتنوی سرودهاند و قصهى همهى قطعهها بهجز یکی، از تجربهها و رنجهای زندگی شخصیشان میآید. مثلا همین قطعهى «کابوسی بهیاد ماندنی» را پتروچی دربارهى تصادف مهیبی نوشته که توی بچگی برایش رخ داده و در آن حضور داشته.
اما گُلِ سرسبد همهى این آلبوم قطعهای است با عنوان "Wither"/ «آشفتهشدن» که البته «پژولیدن» یا «پلاسیدهشدن» هم معنی میدهد، اما با توجه به حکایت و ترجمهى متن آن که یکجوری حدیث نفس پتروچی است از پروسهى پریشانکننده و توامان برانگیزانندهى «نوشتن آهنگ» که با صدا و سبک کوئینوارِ کوین جیمز لابری- وکالیست گروه- اجرا میشود، همان ترجمهى «آشفتهشدن» برای عنوان قطعه صحیحتر بهنظر میرسد. این قطعهى با ریتم بالاد 5 دقیقهای درواقع یک زنگ تفریح لذتبخش و آرام برای تمام دقایق دیوانهوار و کوبندهى سراسر آلبوم نیز هست. ترجمهى این قطعهى ذاتا دهه هشتادی را اینجا بخوانید، روایت پتروچی و «دریم تیاتر» عزیز از پروسهى خلق، همان موقع ترسناک و آشنای مواجهه با کاغذ سفید؛ لحظهى تولد کلمه. قطعهی «آشفتهشدن» انتقام همهی ماست از لحظههای سخت و غريب زايمان کلمه. همتای آن را در تفسير اين لحظات نديدهام.
آشفتهشدن
بذار بیرون بیاد، رهایش کن
فضای خالی را احساس کن
نامطمئن کلمهها را بیاب و بذار بیرون بیاد
به پایین خیرهشو، زُل بزن به پایین
هیچچیز به ذهن نمیآد
جایی بیاب که آب را به شراب مبدل کند
من اما احساس میکنم به جایی نرسیدم
و انتهایی هم (برایش) نمیبینم
پس آشفته شدهام
و خودم را فرومانده مییابم
تسلیم میشوم و همهچیز شفاف میشود
ازکاراُفتاده میشوم
و میگذارم قصه راهنماییام کند
بهجريان بيندازش، روشناش کن
بذار احساسات جاری شود
چشمانات را ببند
چيزی را ببين که میشناسی
بگشایاش، بازش کن
با "تفسير" درنيُفت
بذار بيرون بياد
کمککن حافظهات پابگيرد
همچنان بهخاطر عدم شفافيت تحليل میروم
حس میکنم که میخواهم تسليم شوم
پس آشفته شدهام
و خودم را فرومانده مییابم
تسلیم میشوم و همهچیز شفاف میشود
ازکاراُفتاده میشوم
و میگذارم قصه راهنماییام کند
من آشفته شدهام
و منصرف میشوم
انعکاسِ نورِ روی صفحه
(نشان میدهد) دنيایی خلق خواهد شد
من در تأمل غرق شدهام
کلمههايم درهم میشکنند
و همهی بهترين ساختههايم
میسوزند و ازبين میروند
فکر شروع دوباره
کرخام میکند
دوباره قطعهای را بیخيال میشوم
يکبار ديگر جرقهای ازدست میرود
آشفته شدهام
و خودم را فرومانده مییابم
تسلیم میشوم و همهچیز شفاف میشود
من آشفته شدهام
و خودم را فرومانده مییابم
تسلیم میشوم و همهچیز شفاف میشود
ازکاراُفتاده میشوم
و میگذارم قصه راهنماییام کند
آشفته شدهام
و منصرف میشوم
انعکاسِ نورِ روی صفحه
(نشان میدهد) دنيایی میخواهد خلق شود
دنيایی که تو خلق میکنی
بذار بيرون بياد، رهایش کن
نويد غضنفری- 27 مهر 1388
یک توضیح خیلی مهم: همین الان جواد رهبر عزیز تماس گرفت و بهام دربارهى نام این آلبوم گفت که "Silver Lining" درواقع اصطلاحی است که همراه "Black Clouds" معنی مییابد و اینجا به معنی «روزنهى امید» است که کنار «ابرهای سیاه» مفهوم درست و درمان را پیدا خواهد کرد. حالا شد، این یکی ترجمه با عکس روی جلد هم کاملا جور جور است. همینجا بگویم که اگر کسی در ترجمهى متن ترانه هم اشکالی دید، بگوید، خیلیخیلی خوشحالام میکند. این را خودم زور زدم و یکچیزی که فکر میکنم درست است ترجمه کردهام.
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۷ مهر ۱۳۸۸ ساعت 17:5 توسط نوید غضنفری
|





