پنجرهی چشمانم
تازه اضافهشده: اول اینکه سرانجام از اینجا به مکان تازه نقل مکان کردم؛ وبسایت شخصیام کافهگرد به این آدرس: navidghazanfari.com. نوشتههام را از این به بعد میتوانید توی آن وبسایت دنبال کنید. ضمن اینکه آرشیو نوشتهها و یادداشتهام در روزنوشتهای سینمای ما- آسیاببادیهای ذهنت، که دیگر وجود ندارد- را هم میتوانید همینجا ببینید.
دوم اینکه رونای شمارهی ۴ یک هفتهایست روی کیوسکهاست، خیلی خوب شده. پروندهی ستارهها در بلاکباسترهای تابستانی را در بخش سینمای جهان داریم و ۲ صفحه پیشنهاد آلبومهای موسیقی نیمهی اول سال را در بخش موسیقی جهانش، بهجز باقی مطالب خواندنی این ماهنامه. هنوز از سفر برنگشته بودم که منتشر شد. سرانجام رونا هم به نظم خاصی رسید خدا را شکر. برای شمارهی آبان داریم پروندهای درستودرمان برای اینسپشن (که بعد از تماشای دوباره، اینبار در سینمایی بهتر، بیشتر دوستش دارم اما همچنان ایرادهام به آن باقیست، ضمن آنکه بهنظرم القا ترجمهی مناسب برای عنوانش است) درمیآوریم که حتما حرفهام را دربارهی اثر تازهی کریستوفر نولان در قالب یادداشتی خواهم نوشت. فعلا این دیالوگش را داشته باشید تا بعد:
... اولین لایهی رویا یک هفته، دومی نیمسال و...
آریادن (الن پیج): و سومی ده سال طول میکشه. آخه کی ده سال میخواد تو رویا زندگی کنه؟
یوسف (دیلیپ رائو): بستگی به رویاش داره.
هربرت گِرونمهیر دریغانگیز و قابهایی که مارتین روهه ثبتکرده، خیرهکننده است. ویولِنته پِلاسیدو در نقشِ کلارا، مسحورکننده است و دائما بهیادمان میآورد که بعد از بانو اینگرید برگمن (و کمتر دخترش، ایزابلا روسولینی) همچنان نشانههایی موجود است از شمایلِ روسپیِ ستایشآمیز و معصوم در سینما. کلونی به کاراکتر مردِ تنها و محتاطِ اینجور قصهها ابعادی جدید و حیرتانگیز بخشیده؛ میخواهم جرأت کنم و بگویم که او از کاستلویِ مخلوقِ دلون و ملویل، تنهاتر اما پرشور و اشتیاقتر است... شک نکنید بعدها از این تریلر جمعوجور (معادل در بروژِ دو سال پیش) بیشتر خواهیم گفت و شنید.پ.ن: ترجیح میدهم فعلا چیزی دربارهی اینسپشن ننویسم و قضاوتی نکنم که فیلم را در بد شرایطِ جسمی و روانی دیدم و البته در بد سینمایی (از سالنهای جواهر در شیشلی). عوضش آمریکایی را دو بار دیدم؛ یکبار در سالن ایستینیهپارک و بار دیگر کانیون. بینظیر است این فیلم. ترانهی تیتراژ پایانی اجرای مشترکِ کیوبی و بلیزاردز، با عنوانِ پنجرهی چشمانم را دریابید که همچون فیلم یادآور شاهکارهای دههی ۱۹۷۰ است.